جمال الدين محمد الخوانساري
44
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
1771 الكريم يزدجر عمّا يفتخر به الّلئيم . يعنى صاحب جود يا گرامى بلند مرتبه منع كرده مىشود از آنچه فخر ميكند بآن لئيم يعنى بخيل يا پست مرتبه يعنى خود را از آن منع ميكند وناخوش مىدارد آن را ومراد به « آنچه فخر ميكند بآن لئيم » جمع مال است كه لئيم فخر ومباهات ميكند كه فلان قدر مال جمع كردهام وكريم آن را مكروه وناخوش دارد . 1772 الجاهل يستوحش ممّا يأنس به الحكيم . ناران مىرمد از آنچه انس وآرام مىگيرد بآن حكيم يعنى داناى راست گفتار درست كردار ومراد بآن تحصيل علوم ومعارف وسعى در كسب حقايق ودقايق است . 1773 المعروف غلّ لا يفكّه إلّا شكر أو مكافاة . احسان غلّى است بر گردن اين كس كه نمىگشايد آن را مگر شكر آن كردن يا مكافات آن كردن وبرابر آن عوض دادن . 1774 الحقّ أبلج منزّه عن المحاباة والمراياة . حق يعنى سخن راست كه واقع موافق آن باشد درخشنده وروشن است دور است از يارى كردن يعنى از اين كه محتاج بيارى كردن باشد بلكه حقيقت آن از جوهر آن ظاهر وباهر است واز انكار وجدال يعنى از اين كه انكار آن توان كرد وجدال در آن توان نمود . 1775 المؤمن بين نعمة وخطيئة لا يصلحهما الّا الّشكر والاستغفار . مؤمن ميانهء نعمتي است وخطائى كه بصلاح نمىآورد آنها را مگر شكر واستغفار يعنى از مؤمن عمدا گناهى صادر نشود بلكه حال أو كه تداركي خواهد منحصر در دو چيز است يكى نعمت كه باو داده شده باشد وديگرى خطائى كه كرده باشد وتداركي نمىخواهند آنها مگر شكر در اوّل واستغفار در دوّم .